X
تبلیغات
باخوشبختی زندگی کنید - تأثير عوامل اقتصادي در ازدواج و ريشه اقتصادي اختلاف هاي زوجين

باخوشبختی زندگی کنید

زندگی شیرین

تأثير عوامل اقتصادي در ازدواج و ريشه اقتصادي اختلاف هاي زوجين

تأثير عوامل اقتصادي در ازدواج و ريشه اقتصادي اختلاف هاي زوجين

 

مسائل اقتصادي مي تواند عامل اختلاف در زندگي زناشويي باشد. ابعاد مختلفي كه در اين زمينه مطرح مي شود؛ عبارت اند از:

1)  مسكن؛

2)  وسائل زندگي؛

3) هزينه هاي رفاهي و معيشتي.

هر يك از امكانات فوق در زندگي نقش مهمي دارد  كه نبود يا كمبود آنها مي تواند عامل اختلاف و ناخشنودي گردد.

نكته مهم در اينجا آن است كه اختلاف سطح اقتصادي در دو خانواده كه قصد ازدواج دارند، بايد مورد توجه قرار گيرد. پسر جواني كه در يك خانواده فقير بزرگ شده و فرضاً تحصيلاتي هم دارد، نمي تواند دختري از يك خانواده مرفه را اقناع كند. اين دختر در يك زندگي با امكانات زياد بزرگ شده و توقعاتي كه در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنين وضعيتي در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف و ناراحتي وجود دارد. بنابراين بايد در زمينه امكانات مالي و رفاه خانواده  در زمان انتخاب همسر توجه خاص مبذول گردد.

 

1)  نقش مسكن در زناشويي

نخستين عاملي كه در مسئله ازدواج مطرح مي شود ، عامل مسكن است. هر خانواده به يك واحد مسكوني مستقل نياز دارد. داماد يا عروس سرخانه شدن ، يا زندگي مشترك با خانواده پدر و مادر نتيجه اش دخالت هاي آنها و ديگر خويشاوندان ، و در نهايت اختلاف و ناسازگاري است. از اين رو قبل از ازدواج، بايد موضوع مسكن حل شود. بيشتر زوج هاي جوان و پسران ترجيح مي دهند، ولو در يك اطاق ، مستقل زندگي كنند. بنابراين منظور از مسكن، داشتن آپارتمان يا خانه ي مجلل نيست. البته اگر امكان مالي باشد، مانعي ندارد. اما در حالتي كه وسع مالي نباشد، آنچه مهم است استقلال در مسكن است؛ ولو يك  آپارتمان بسيار كوچك و يا  به صورت استيجاري.

بعضي از همسران جوان اصرار دارند با پدر و مادر و يا اقوام ديگرشان در يك خانه زندگي كنند و برخي از آنها حتي اين مورد را جزء شرايط ازدواج خود قرار مي دهند. در اين مورد بايد بررسي لازم به عمل آيد و به اين مسئله توجه شود كه در نهايت چنين وضعي به ناراحتي و اختلاف منجر خواهد شد. بنابراين طرفين بايد سعي كنند اين سنت ها يا شرايط را بشكنند  و از گام اول چنين مشكلي پيش پاي همسر آينده خود قرار ندهند و او نيز بايد از قبول چنين شرايطي، امتناع ورزد.

 

2)  وسائل زندگي

برابر رسم معمول ، دختر جهيزيه اي شامل وسايل زندگي با خود به خانه بخت مي برد. چنانچه شوهر روي مسئله كم بودن جهيزيه پافشاري كند و آن را وسيله اي براي تحقير همسرش قرار دهد ، زمينه ناسازگاري را فراهم مي آورد. بايد ازدواج را با سادگي شروع كرد و صرفاً وسايل اوليه را تهيه نمود.آنچه مهم است صفا و صميمت و هماهنگي اخلاقي و فرهنگي است. درست است كه اقتصاد در زندگي نقش مهمي به عهده دارد، ولي نبايد اساس و پايه زندگي زناشويي قرار گيرد.

وسايل زندگي را مي توان به دو  بخش تقسيم كرد. وسايل اوليه و ضروري و وسايلي كه جنبه رفاهي و تجملي دارد. بعضي خانواده ها با وسايل عادي نظير يخچال و تلويزيون و فرش هاي ارزان يا متوسط قيمت و ساير وسايل مورد نياز، زندگي را مي گذرانند. ولي برخي ديگر زندگي لوكس و مرفه و وسايل مدرن و گرانبها در اختيار دارند و هميشه از آخرين مدل لباس ، اتومبيل و مبلمان ، فرش هاي گران قيمت و وسايل خارجي و تجهيزات تفريحي و ورزشي استفاده مي نمايند. دختر و پسر جواني كه در دو زندگي متفاوت بزرگ شده اند، سازش آنها در زندگي جنبه تصادفي دارد و احتمالاً با مشكلاتي مواجه خواهند بود. پسر جواني كه درآمد كافي براي تهيه وسايل پر هزينه ي زندگي براي دختر چنين خانواده اي ندارد؛ دير يا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار مي گيرد و چه بسا كه زن، خانه و كاشانه خود را ترك كند و شوهرش را تنها بگذارد يا او را در فشار رواني يا عدم سازش قرار دهد و يك عمر زندگي را بر او و خود تلخ و ناشاد سازد. بنابراين قبل از ازدواج، در انتخاب همسر بايد شرايط زندگي او مورد توجه قرار گيرد.

 

3)  هزينه هاي رفاهي و معيشتي

در جامعه ما غالباً تامين هزينه هاي زندگي به عهده شوهر است. بعضي از دختران ملاك ازدواج را ميزان درآمد  پسر قرار مي دهند تا بتواند هزينه هاي زندگي را در يك سطح عالي تأمين نمايد. گاه توقع زياد موجب مي شود كه شوهر با وجودِ داشتن شرايط مناسب ، از ازدواج منصرف شود. بنابراين توقع دختر بايد در حد توانايي پسر و وسع مالي او باشد و دختر و پسر قبل از ازدواج ، شرايط شغلي و درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگيرند و در انتخاب همسر با آگاهي و بصيرت تصميم گيري نمايند.

 

ريشه اقتصادي اختلاف هاي زوجين

1)  نداشتن مسكن و ناراحتي زوجين از اجاره نشيني يا سكونت در محل هاي نامناسب.

2)  درآمد زنان كه در دنياي صنعتي و يا نيمه صنعتي وارد بازار كار شده اند، براي خانواده مطرح است؛ و از آنجا كه تأمين هزينه خانواده و نفقه زن بر عهده مرد است، اكثر اوقات بين زن و مرد در هزينه كردن درآمد زن اختلاف وجود دارد ؛ و گاه مشاجره و ناسازگاري در پي مي آورد.

3)  چون زن بيشتر وقت خود را در خانه مي گذراند و به علاوه كار آشپزي و نظافت و ساير امور خانه به عهده اوست لذا رغبت زيادي به استفاده از وسايل مدرن نشان مي دهد و فشار زيادي براي خريد آنها به شوهر وارد مي كند و چون غالباً تهيه آنها براي شوهر ميسر نيست، اختلاف و ناسازگاري پيش مي آيد.

4)  بالا بودن هزينه هاي زندگي و احتمالاً مهمانداري از خانواده هاي وابسته.

5)  شوهراني كه به خاطر ثروت زن با وي ازدواج كرده اند و در عمل زن ثروت خود را در اختيار آنان نمي گذارد.

6)  رفاه طلبي بعضي زنان كه بدون توجه به درآمد شوهر به خريدهاي غير ضروري مي پردازند.

7)  زنان اسراف كاري كه قناعت و صرفه جويي براي آنان مطرح نيست و در مهماني و مصرف آب و برق و تلفن و ساير موارد هزينه هاي زيادي به خانواده تحميل مي كنند، موجبات نارضايتي و در نتيجه ناخشنودي همسر خود را فراهم مي كنند.

8)  شوهري كه زير بار هزينه هاي خانواده، كمرش خم مي شود؛ مجبور است به شغل  دوم و سوم روي آورد و در نتيجه هميشه خسته و عصباني است ؛ و ممكن است در خانه با اندك بهانه اي به رفتارهاي خشونت آميز متوسل گردد. اين امر اثرات سوء تربيتي روي فرزندان مي گذارد. در خانواده هاي دو شغله اعم از اين كه زن شاغل دو شغل باشد يا مرد ، مشكلات زندگي بيش از خانواده يك شغله است.

9)  تعادل بودجه و كنترل مخارج خانواده در زندگي زناشويي نقش مهمي ايفا مي كند. زياد خرج كردن و قرض و گرفتاري هاي ناشي از آن ، صميمت را در خانواده از بين مي برد و باعث از هم گسيختن خانواده مي گردد. بنابراين بايد هزينه ها تحت كنترل باشد. اين كه چه كسي اين كار را انجام دهد، زن يا مرد،  به توافق و قدرت مديريت اقتصادي آنان بستگي دارد.

10)  مخفي نگاه داشتن درآمد زن و شوهر از يكديگر.

11) در كشور ما پدر و مادر تا پايان عمر به فرزندان خود وابسته اند. يكي از موارد وابستگي آن است كه چنانچه در زمان پيري از كار افتاده و از نظر مالي در مضيقه باشند، از فرزندان خود توقع كمك دارند؛ و شرعاً نيز نفقه پدر و مادر نيازمند و از كار افتاده به عهده فرزند پسر است. در چنين حالتي پسر يا دختر موظف است هزينه زندگي پدر و مادر پير خود را تأمين كند. گاه همسران تازه به دوران رسيده و يا كم ايمان ، در قبال اين كمك بناي ناسازگاري مي گذارند و اظهار مي دارند كه  همسرشان نبايد از دهان بچه ها نگيرد و خرج پدر و مادر خود كند. در اين موارد بايد حد تعادل حفظ گردد و در صورت ضرورت براي قانع كردن و توجيه همسران از مشاوران و روحانيون كمك گرفته شود.

وظايف مشاوران در قبال مشكلات اقتصادي خانواده

مشاوران در قبال مشكلات ازدواج و مسائل اقتصادي خانواده پيش از هر چيز بايد جنبه هاي رواني امر را در نظر بگيرند  و واقعيت ها و شرايط موجود را مورد توجه قرار دهند. اهم فعاليت هايي كه مشاوران در اين زمينه مي توانند انجام دهند به شرح زير است:

1)  دختر و پسري كه قصد ازدواج دارند ، بايد در جريان مسائل مالي و قدرت اقتصادي يكديگر قرار گيرند. آنچه در وهله اول اهميت دارد وضع مسكن و ميزان درآمد ماهانه پسر مي باشد كه دختر بايد اطلاعات لازم را در اين مورد كسب كند. يكي از مواردي كه دختران را به ناسازگاري مي كشاند،آن است كه پسر قبل از ازدواج ، خود را صاحب امكانات معرفي كند و بعد ازدواج مشخص مي شود كه پسر آه در بساط ندارد.  از همان زمان، پايه ناسازگاري و عدم اطمينان گذارده مي شود. زندگي كه بر پايه عدم صداقت گذاشته شود؛ فرجام خوبي نخواهد داشت. مشاوران بايد در مورد اهميت بررسي وضعيت مالي پسر و ميزان صداقت او اطلاعات لازم را به دختر بدهند و به آنان متذكر شوند كه با تحقيق كافي در اين زمينه تصميم بگيرند.

2)  خانمي كه شاغل است و درآمد ماهانه دارد قبل از ازدواج بايد وضعيت خود را با همسرش روشن كند. او بايد مشخص سازد كه درآمد شخصي خود را در اختيار شوهر خواهد گذاشت يا خير. اين موضوع موجب خواهد شد كه همسرش پس از ازدواج در اين مورد توقع بي جا نداشته باشد. بعضي از شوهران حاضر به ادامه تحصيل يا كار همسرشان در خارج از خانه نيستند. اين مسائل بايد قبل از ازدواج مشخص ، و جزء شرايط عقد ملحوظ گردد. دراين زمينه مشاوران بايد اطلاعات لازم را به مراجعان خود بدهند.

3)  بعضي از خانواده ها اولين عاملي را كه در زندگي زناشويي مورد توجه قرار مي دهند، ميزان درآمد و ثروت طرف مقابل است. توجه افراطي به اين عامل و ناديده گرفتن عوامل ديگر ، سنگ بناي ازدواج را بر ماديات استوار مي سازد و به احتمال زياد ناهماهنگي هاي اخلاقي و فرهنگي را پديد مي آورد و موجب اختلاف و ناشادي در زندگي زناشويي مي شود. وظيفه مشاوران اين است كه به مراجعان خود در مورد مسائل اقتصادي ازدواج ، آگاهي دهند و در عين حال اهميت عوامل ديگر را نيز به آنان تفهيم نمايند ؛ و متذكر گردند كه مسائل اقتصادي نبايد موجب شود كه اهميت عوامل ديگر را مورد غفلت قرار دهند.

4)  مشاوران بايد اطلاعات لازم را در مورد عوامل اقتصادي كه موجب اختلاف و ناسازگاري مي شود ، در اختيار زوجين قرار دهند. از جمله مواردي كه بايد خانمها بدان توجه نمايند عبارت اند از:

- پايين آوردن سطح توقع در حد درآمد خانواده .

- جلوگيري از اسراف و هزينه هاي غير ضروري.

- تنظيم هزينه ها براساس درآمد بدون تحميل شغل دوم و سوم به همسر.

مشاوران بايد قبل از ازدواج حدود توقعات و شرايط زوجين را از نظر مالي بررسي نمايند و توصيه انجام ازدواج را محدود به مواردي نمايند كه فاصله در اين زمينه زياد نباشد. در اين حالت با تشكيل جلسات مشاوره اي و توجيهي ، امكان هماهنگي وجود خواهد داشت

+ نوشته شده در  شنبه 7 اسفند1389ساعت 7:15  توسط داودی  |